الشيخ رسول جعفريان
156
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
اكثريت مخالف جنگ ، دشمنىشان با شما بيشتر از اهل شام است . زمانى كه اهل شام و اينها با يكديگر متحد شوند ، همهء شما را نابود خواهند كرد . به خدا سوگند من نيز به اين حكميت راضى نيستم ، اما تسليم خواست اكثريت شدم ، بدان جهت كه بر جان شما مىترسيدم . » « 1 » به هر روى حفظ شيعه يكى از ضرورتهايى بود كه امام را وادار به پذيرش اقدامى كرد كه از انجام آن خود رشادت خاص خود را مىطلبيد . براى امام و اصولا هر فرد مكتبى ، مهم آن است تا به رسالت شرعى خويش عمل كند نه آن كه به دليل احتمال طعنههاى مردم ، خود را به دامى در اندازد كه جز نابودى خود و همراهان حاصلى ندارد . امام مجتبى عليه السّلام دربارهء صلح خود فرمود : « و الله الذي عملت ، خير لشيعتى مما طلعت عليه الشمس أو غربت » . « 2 » و امام باقر عليه السّلام دربارهء اين اقدام فرمود : « و الله ، الذي صنع الحسن بن على عليه السّلام ، كان خيرا لهذه الأمة مما طلعت عليه الشمس » . « 3 » امام حسين عليه السّلام و صلح پيش از اين اشاره كرديم كه شمارى از مورخان و محدثان كوشيدهاند تا دو شخصيت متفاوت از اين دو برادر به دست دهند . تبلور اين گرايش نادرست ، دربارهء عقيدهء آنها دربارهء مسألهء صلح ، بدين گونه است كه گويى امام حسين عليه السّلام به صلح اعتقادى نداشته و در اين باره به برادر خود اعتراض كرده است . مبناى اين سخن نيز اين است كه امام حسين عليه السّلام طرفدار مشى پدر بوده در حالى كه امام حسن عليه السّلام راه جنگ را نمىپسنديده است . ما قبلا اشاره كرديم كه امام مجتبى عليه السّلام موافق جنگ بوده و اين از در سخنان آن حضرت آشكار است . از امام حسين عليه السّلام نقل شده است كه در اعتراض به برادر گفت : « اعيذك بالله أن تكذّب عليا فى قبره و تصدّق معاوية » ، به خدا پناه مىبرم از اين كه على را در قبر تكذيب
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 338 ؛ و نك : ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ابن عساكر ، ص 203 ( پاورقى ) ( 2 ) . فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 124 ؛ بحار الانوار ، ج 44 : ص 19 ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 25 ، از : روضة الكافى ، ص 330